سلام دوستان عزیز

اسم من علیرضا فرهانی هست 29 سالمه و یجورایی میشه گفت یک میلیاردم البته هنوز هدفام بیشتر از اینه خیلی میخوام خودمونی باهاتون صحبت کنم ساده حرفمو بزنم 

من از قشر ضعیف جامعه بودم یعنی پدرم کارمند بانک بودش مادرم معلم

 تو فکرشون این بودکه یجایی کارمند بشم کار کنم …بچه دوم خانواده هستم یخورده جسور تر از داداشم

یعنی یخورده ریسک پذیر تر

چی شد که الان با قدرت میگم من یک میلیاردم و این حرفمم الکی نیست چون استوری میکنم از درامد هام و غیره…

من شغل های زیادیرو رفتم یادمه فنی حرفه ای چند تا مدرک گرفتم تا یجایی مشغول به کار بشم ولی حقوق من ماهی 1 میلیون تا 1.500 بود بستگی به اظافه کاریم داشت

هر بار فکر میکردم خب سر ماه برام حداقل 500هزار تومان پسنداز میکنم  ..یعنی چی .. یعنی ده سال دیگه میتونم یه پراید بخرم واقعا خنده دار بود ..شروع کردم تو گوگل سرچ کردن چگونه پولدار بشیم وووو خیلی پکیجارو خریدم  … خوب بودن خودش یه جور تجربه بود که به دانشم اظافه میشد و اینم بگم من یه سر رشتهای داخل بورس دارم

شروع کردم به زندگی نامه یسری افراد خوندن دیدم خیلیا از طریق املاک پول کلونی به جیب زدن حتی رونالدو هم با پولاش سرمایه گذاری کرده روی املاک …

یسری از پولدارا هم وقتی دقت کردم دیدم بابا هاشون تو کار ملک بودن مثل ترامپ 

گفتم شیرجه میزنم تو زمینه ملک!!! این حرف خیلی برام سنگین بود چون نمیدونستم چکار باید بکنم 24 سالم بود پدر مادر مخالفت شدید… که نه کارتو ول نکن چند باری خواستم کارمو ول نکنم یعنی صبح برم سرکارم وظهرا برم ببینم داستان این ملک چیه ولی واقعا خسته میشدم اصلا انرژی نداشتم تصمیمو گرفتم!!! گفتموقتم با ارزش تره بزار قشنگ براش وقت بزارم چون میدونم هرکسی که پا  گذاشته داخل این شغل غیر ممکنه پولدار نشده باشه حداقل از این چندر قاز حقوق بیشتر در میارم..

رفتم پیش یه املاکی برای استخدام شروع به کار شدم خیلی تجربه های خوبی کسب کردم

یادمه یه خونه گرون قیمتو خیلی وقت بود نتوسته بودن بفروشن مشتری میومد ولی نمیخریدن یه روز یه زنو شوهر امدن که اون خونه ببینن و من از صاب کارم خواستم یک بار من برم نشونشون بدم و صحبت کنم .قبول کرد

رفتم و اون خونه نشونشون دادم خیلی شیک درباره مزایای خونه و رشد اقتصادی صحبت کردم خلاصه سرتون درد نیارم  خریدن ..یعنی واقعا خوشحال بودم خیلی حس خوبی بود ..بعد فهمیدم من یه فروشنده خوبی هستم

از اون معامله 3 میلیون گیر من امد واایی 3 میلیون فقط در یک روز

و ازاون موقع صاحب کارم برای هر معاملع 20درصد از کمیسیون منو افزایش داد واقعا انرژی گرفتم

شروع کردم به کتاب خوندن  چگونه بازار یاب خوب باشم چگونه پرستیژ و فن بیان و خیلی چیزارو آموزش دیدم وخیلی تکنیکا رو تو عمل وتجربی یاد گرفتم

یه نور امیدی بود

خیلی معامله هارو بستم شاید باورتون نشه ولی من در5ماه یک ماشین 206 صفر خریدم  اینم بگمتون حدود 10 ما شاگردی کردم بعد دوره طلاییم اغاز شد

ذوق مرگ بودم ..من با هیچی سرمایه تونستم با پورسانت گرفتن به خیلی از آرزو های کوچیکم برسم بعد از یک سال خورده ای در املاک بودن نوبت به این رسید که خودم دفتر املاکمو استارت بزنم

هنوزم شغلم املاکه  داستان طولانی سعی کردم خلاصه بهتون بگم

من به این موضوع فکر میکردم که اگر روزی به جایی رسیدم این اموزشو دراختیار بقیه بزارم و با خودم عهد کردم تا کامل یاد نگرفتم یاد کسی ندم و الان با قدرت میگم در زمینه املاک حرفی برای گفتن دارم .

بازگشت به صفحه اصلی اینجا را کلیک کنید